شعر را زندگی کن
خلوتی با جلال عضد

شمارهٔ ۲۵۵

غزلیّات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز چشمان تو در دیده بختم خوابیوز سر زلف تو در رشته جانم تابی
۲
خنک آن باد که از خاک درت برخیزدبرزند چون بوزد آتش جان را آبی
۳
ای ز نوش لب تو چشمه حیوان جامیوی ز گلزار رخت روضه رضوان نامی
۴
کی دلی جان ببرد از سر زلف تو چو هستهر سر موی تو در حلق دلی قلاّبی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth