خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۲۵۶
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما کرده ایم نامه هستی خویش طیوآنگه نهاده بر سر بازار عشق پی
۲
تو آفتاب حسنی و عشّاق ذرّه وارسرگشته در جهان به هوای تو تا به کی ؟
۳
برقع ز ماه چهره برانداز یک نفستا آفتاب غوطه خورد زیر موج خَوی
۴
آن کآو خراب جرعه دُردی درد تستدیگر چه حاجت است چنان مست را به مَی
صفحهٔ ۱ از ۲