خلوتی با جلال عضد
شمارهٔ ۲۷۱
غزلیّات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرگذشتی بشنو از من داشتم وقتی دلینیک رایی، مقبلی، دانش پرستی، عاقلی
۲
دستگیرم بود همچون عقل در هر حالتیروشنایی بخش همچون شمع در هر محفلی
۳
از قضا ناگاه دیدم دلبری در رهگذارراستی را من ندیدم آنچنان آب و گلی
۴
غمزه مستش به شوخی کرد غارت دل ز منخود نشد جز بی دلی زان دلفریبم حاصلی
صفحهٔ ۱ از ۲