خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نخلی است روزگار و مرا تیشه شیشه استخارا است دهر و در دلم اندیشه شیشه است
۲
ناخن به دل شکستم و غم ره به در نیافتسنگ است بیستون و مرا تیشه شیشه است
۳
دارد خطر ز جنبش مژگان دو دیدهامآبی که مانده است در این بیشه شیشه است
۴
کو دلگرفتهای که بگرییم ساعتیخالی دلی که میکند اندیشه شیشه است
صفحهٔ ۱ از ۲