شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از قدت امروز گلشن را صفای دیگر استسرو موزون تو را نشو و نمای دیگر است
۲
گرچه می‌بخشد حیات جاودانی آب خضرلیک آب تیغ نازت را بقای دیگر است
۳
نه به کنعان می‌کنم او را برابر نه به مصریوسف پر قیمت ما را بهای دیگر است
۴
زود بر گل می‌نشیند لنگر از امداد خلقکشتی امید ما را ناخدای دیگر است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth