شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شوخ دل‌آرا رخ زیباش لطیف استبر روی چو گل زلف چلیپاش لطیف است
۲
چشم سیه‌اش نام خدا معدن ناز استطرز نگه نرگس شهلاش لطیف است
۳
هر لحظه کند جلوه چو طاووس به رنگیای دل نگران شو که تماشاش لطیف است
۴
رخسار گل و لب گل و بالا گل و تن گلچون دسته گل جملهٔ اعضاش لطیف است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth