شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌کنم طوفی نمی‌دانم که طوف کوی کیستهست محرابی نمی‌دانم خم ابروی کیست
۲
شهسواری گردنم را در کمند آورده استمی‌کشد هرسو نمی‌دانم سر گیسوی کیست
۳
شعله‌ای در جان نهان دارم ز حسن سرکشیحیرتی دارم که این آتش ز عکس روی کیست
۴
نیست یک دل کز خدنگ غمزه خون‌آلود نیستاین کمان ناز حیرانم که در بازوی کیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth