خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خوش آن عالم که در وی راه پای غم نداشتنقشها برداشت اما صورت خاتم نداشت
۲
حسن را چندین هزار آیینه پیش رخ نبودعکس جان گر در تن نامحرم و محرم نداشت
۳
بود کوتاه از گریبان روان دست اجلچشم احیا هیچکس از عیسی مریم نداشت
۴
دست و تیغ غمزه بر قتل کسی بالا نرفتزخم چشم راحت از همخوابی مرهم نداشت
صفحهٔ ۱ از ۲