خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کس که بار عشق به آهی کشیده استباشد چنانچه کوه به کاهی کشیده است
۲
چون صید زخمخورده من دلشکسته راچشم تو بر زمین به نگاهی کشیده است
۳
بهر شکست دل مژهها بستهاند صفیا پادشاه غمزه سپاهی کشیده است
۴
از آفتاب عارضت آمد بریر زلفدل خویش را به طرفه پناهی کشیده است
صفحهٔ ۱ از ۲