خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم که وصف تو آرایش بیان من استحلاوت سخنت قوت زبان من است
۲
سراغ منزلم از گلستان چه میپرسیبلند شعله ز هرجا شد آشیان من است
۳
شهید عشق تو جاوید زنده میماندنسازم ار به فدای تو جان زیان من است
۴
ز آتشی که مرا در دل است بعد وفاتچراغ روی مزار من استخوان من است
صفحهٔ ۱ از ۲