شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتشین‌خو دلبری دارم که عالم زار اوستسرو، خاکسترنشین از جلوه رفتار اوست
۲
شام عاشق مجمر گیسوی عنبربار اوستصبح صادق غنچه نشکفته گلزار اوست
۳
نیستم آگه ز سوز لاله در این گلستاناین‌قدر دانم که داغ از شعله دیدار اوست
۴
یک عزیز است آنکه بهر بیع نقد جان به کفهرکجا یوسف‌نژادی هست در بازار اوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth