خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تن چه باشد چاردیوار بنای عاریتپر مکن قصد اقامت در سرای عاریت
۲
بگذر از این باغ بیرنگ تعلق چون نسیمدست و پا مگذار چون گل در حنای عاریت
۳
یک قدم منصور بالاتر نرفت از پای داربیش از این کی میتوان رفتن به پای عاریت
۴
در قفا دارد کدورت آشناییهای خلقپر مشو حیران در این آیینههای عاریت
صفحهٔ ۱ از ۲