شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفت شب تا پرده از رخسار بگشاید صباحبر رخ بلبل در گلزار بگشاید صباح
۲
سر دهد تا پرده شب حق و باطل را به همعقده را از سبحه و زنار بگشاید صباح
۳
زنگ شب را مهر بردارد ز مرآت سپهرپرده شرم از رخ اسرار بگشاید صباح
۴
در مکافاتش دو در بر روی می‌بندد فلکبر رخ هرکس دری یک ‌بار بگشاید صباح
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth