شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اسیران را زیانی از گرفتاری نمی‌باشدخلاصی از دیار عشق بی خواری نمی‌باشد
۲
چو از قید قفس فارغ شدم در دام افتادممصیبت‌دیده را یارای خودداری نمی‌باشد
۳
به دور انداز از دوش این سر پرشور و فارغ شوکه تن را راحتی غیر از سبکباری نمی‌باشد
۴
چه مست غفلتی؟ یک‌چند ترک باده‌نوشی کنکه هرگز دردسر در جام هشیاری نمی‌باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth