شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم تا کرد یاد از آن رخ جانانه روشن شدبه نور شمع چون شد آشنا پروانه روشن شد
۲
خیال لعل ساقی آتشی افکنده در جانمکه می چون شعله آهم در این پیمانه روشن شد
۳
حدیث عشق‌بازی بیش از این مخفی نمی‌ماندبه رندان نظرباز آخر این افسانه روشن شد
۴
پدید آمد چو صبح این نور حسن کیست حیرانمکه شه را خانه و درویش را ویرانه روشن شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth