شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه همین زآتش عشقت دل و جان می‌سوزدعشق روی تو به آنی دو جهان می‌سوزد
۲
چون زند شعله تر و خشک نمی‌داند چیستآتش عشق کز آن پیر و جوان می‌سوزد
۳
چون چراغی که به فانوس بسوزد شب و روزدلم از عشق تو پیدا و نهان می‌سوزد
۴
مژه از حسن تو چون شعله که در خس گیرددیده چون گشت به رویت نگران می‌سوزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth