خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۱۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میکند هر دم به قصدم چرخ تقدیر دگرمیرسد هر لحظه بر دل زین کمان تیر دگر
۲
بر سپاه خاطر من روزگار کینهخواهمیزند هر دم ز بخت تیره شبگیر دگر
۳
میخورم خود زخم هر ساعت ز چین ابروییمینشینم هر زمان در زیر شمشیر دگر
۴
احتیاجم میکند هر دم به بدخواهی رجوعمیکند هر دم سپهرم طعمهٔ شیر دگر
صفحهٔ ۱ از ۲