خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۱۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد مرا تا دل ز عکسی روی آن جانانه پراز تجلی گشت چون آیینه هر کاشانه پر
۲
عطر خالش را نسیم آورد در صحرا به ماآهوان را نافه پر گردید و ما را خانه پر
۳
از شکست ای چرخ مینارنگ پاس خود بدارنیست قدری شیشه را چون گشت از دردانه پر
۴
اهل شوق از یک گریبان سر برون آوردهانداین جهان چون خوشه گردیده است از یکدانه پر
صفحهٔ ۱ از ۲