شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق داد از درد او هر لحظه پیغام دگرعمر گر باقی ست می‌گیریم سرانجام دگر
۲
تا سر زلف تو پرچین است ای صیاد دلحاش لله گر بگیرم حلقه دام دگر
۳
ای انیس جاودانی من زبانم لال بادغیر نامت گر برانم بر زبان نام دگر
۴
چون توام دادی در اول ساقیا جامی چنانآرزو دارم که گیرم از کفت جام دگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth