شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در قفس جا دارم و غافل ز صیادم هنوزواله‌ام چندان که می‌پندارم آزادم هنوز
۲
آن چنان در فکر وسواسم که این غم‌خانه راشد بنا ویران و من در فکر آبادم هنوز
۳
خام‌طبعی بین که گشتم پیر، وز طفلی نرفتشوخی آسایش گهواره از یادم هنوز
۴
گاه چون پروانه سوزم گاه سازم در قفسنونیاز عشقم و در بند استادم هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth