شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قانع دلا به خشک و تر روزگار باشآسوده‌خاطر از خطر روزگار باش
۲
گر زیرکی قناعت کنج قفس گزینفارغ ز آفت شجر روزگار باش
۳
از بوی آشنایی مردم دماغ گیرایمن همی ز دردسر روزگار باش
۴
تو پای از این محل خطر بر کنار کشگو دست غیر در کمر روزگار باش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth