شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مهی دارم که هرگه پرده بردارد ز رخسارشرود خورشید در زیر نقاب از شرم دیدارش
۲
بتی غارتگر هوشی ز قد با سرو هم‌دوشیز لب چون غنچه خاموشی که کس نشنیده گفتارش
۳
فرنگی طفل بی‌باکی به قصد دین و ادراکیز زلف افکنده فتراکی که عالم شد گرفتارش
۴
ز دل بی‌رحم صیادی ز درس دانش استادیز قامت سرو آزادی که حق باشد نگهدارش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth