خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۱۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صدای بال جبریل است آواز پر تیرشچراغ خانه دلها است عکس برق شمشیرش
۲
رفیق ماه و خورشید است زآنرو میتوان گفتنکه همزاد رخش ماه است و خورشید است همشیرش
۳
رسد چون بر میان نازکش باریکبین گرددمصور موشکافی میکند هنگام تصویرش
۴
دل غمدیدهام داند خرابی به ز آبادیعجایب منزلی دارم که ویرانی است تعمیرش
صفحهٔ ۱ از ۲