شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۱۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم فتاده به راه تو خاکسار مشخّصبه روی آینه گیتی‌ام غبار مشخّص
۲
به هرکجا که روم ز آه و اشک بادم و بارانبه دور سبزه خط توام غبار مشخّص
۳
ز پای تا به سرم نیست عضو بی گل داغتاز این چمن منم امروز لاله‌زار مشخّص
۴
نه حاصلی نه نمودی نه سایه‌ای و نه سودیبه گرد این چمنم کرده‌ای حصار مشخّص
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth