خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرعابروی تو دیوان قضا را شده مطلع
۲
بخشیده صدف را کف نیسان تو هرگزگردانده چمن را نم فیض تو مخلّع
۳
از بهر تو شد دفتر ایام مرتبدر شأن تو هرجای کتابی است مسجّع
۴
چون مهر بود خشت حریم تو نمودارچون عرش بود شمسه ایوان تو ارفع
صفحهٔ ۱ از ۲