خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب آن شوخ طالب علم خندان است در واقعچو باز این غنچه شد حالم گلستان است در واقع
۲
سخن با آنکه او با من به لفظ خویش میگویدنمیدانم چرا عالم پریشان است در واقع
۳
به سر دستار میپیچد و من با خویش میگفتمکه بر گرد سرش گردیدن آسان است در واقع
۴
میان او که در دست تصور در نمیآیدچرا در دست تصویر قلمدان است در واقع
صفحهٔ ۱ از ۲