شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسوز بر تن خاکی ز داغ یار چراغبه دست خویش ببر بر سر مزار چراغ
۲
مده ز کف دل روشن به پشت‌گرمی مهربرای تیرگی شب نگاهدار چراغ
۳
به خلق و چرب‌زبانی سخن دریغ مکنکه ماند از تو به یک‌سو به یادگار چراغ
۴
دلیل تیره‌دلان شو که دستگیری غیرچنان بود که گذاری به رهگذار چراغ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth