شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی‌رفتم برون از جاده گر هشیار می‌بودمبه منزل می‌رسیدم گر شبی بیدار می‌بودم
۲
درشتی پیکرم را زیر دست کوهکن داردنمی‌خوردم بر اعضا تیشه گر هموار می‌بودم
۳
ز گردون شکوه بیجا چه گویم ز آنچه خود کردمنمی‌بودم غمین گر خویش را غمخوار می‌بودم
۴
ز غم چون شمع از شرح غمت خاموش می‌گشتمزمانی گر ز شغل خویشتن بی‌کار می‌بودم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth