شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز حرف مدعی از الفت دلدار می‌ترسمچمن پرورده‌ام از دوری گلزار می‌ترسم
۲
ندارم قوّت دیدار ابروی کمانش راز تیر غمزه آن ترک بی‌زنهار می‌ترسم
۳
میان ما و بلبل در چمن فرقی که هست این استکه او از خار و من از آن گل بی‌خار می‌ترسم
۴
به من تا گشت ظاهر کز وفا دوراند مهرویانهمه از هجر و من از روز وصل یار می‌ترسم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth