شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میان خوب‌رویان تا نمودند انتخاب از همجدا کردند رخسار تو را با آفتاب از هم
۲
ز بس کاهید ما را درد او زین هجر، از آهیفرو ریزد بنای هستی ما چون حباب از هم
۳
مگر اندر بغل دارند جزو بی‌وفایی راکه آموزند دائم گل‌رخان درس کتاب از هم
۴
دل صدپاره آتش‌نهاد خون‌چکانم رابه بزم عیش می‌گیرند خوبان چون کباب از هم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth