شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در عشق عاقبت به بلا مبتلا شدیمتا پایبند آن سر زلف دوتا شدیم
۲
تا آمدیم بر سر سودای دوستیدادیم نقد دل به تو و مبتلا شدیم
۳
بیگانگی ز مردم عالم ضرر نداشتاز خود برآمدیم و به خلق آشنا شدیم
۴
گیریم تا ز سفره افلاک توشه‌ایچون دانه خرد در دل این آسیا شدیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth