شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خوش آن روز که از خواب گران برخیزمبه تمنای تو ای سرو روان برخیزم
۲
ای خوش آن دم که به تعظیم خدنگت از خاکسر قدم ساخته از جا چو نشان برخیزم
۳
پای برخاستنم نیست ز کوی تو مگربه مددکاری عشق تو ز جان برخیزم
۴
توشه‌ای کو که از این خانه نهم بیرون پایاز پی چلّه از این روی کمان برخیزم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth