خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زآتش عشق تو در هرجا که مأوا میکنمهمچو بوی عود خود را زود رسوا میکنم
۲
کمفضایی بین که مثل غنچه در گلزار دهرهمچو گل میپاشم از هم گر دلی وا میکنم
۳
بیکسم چندانکه جسم خویش میکاهم چو نیهمدمی تا از برای خویش پیدا میکنم
۴
سربهزیرم از حیای او نه از وهم رقیبکافر عشقم اگر از شاه پروا میکنم
صفحهٔ ۱ از ۲