خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درون آشیان از بیضه تا من سر برآوردمز تیر غمزه و بیداد خوبان پر برآوردم
۲
لبش را با تبسم آشنا کردم به مهر آخربه قلاب محبت ماهی از کوثر برآوردم
۳
ز خال عنبرش بویی گمان میداشتم در دلزدم آتش به خود تا دود از مجمر برآوردم
۴
دل سوزان ز چشمم لختلخت افتاد بر دامانبه جای اشگ از این دریای خون آذر برآوردم
صفحهٔ ۱ از ۲