شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کجاست دیده که رو سوی یار خویش کنمعلاج درد دل بی‌قرار خویش کنم
۲
ز خاک کوی بتان بو غم نمی‌آیدمگر همان به سر خود غبار خویش کنم
۳
چو کرم پیله به خود در تنم شب هجرانبه حالتی که غمش را حصار خویش کنم
۴
به ابر جمله کریمان نظر فکنده و مننگه به چشم تر اشگبار خویش کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth