خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چون نگه توان شد دور از میان مردمزنهار جا نسازی در خانمان مردم
۲
پرواز گیر ای دل تا کی چو مرغ تصویرحیران توان نشستن در آشیان مردم
۳
چشم از زنخ بپوشان بردار دست از زلفنتوان به چاه رفتن با ریسمان مردم
۴
از حرص همچون کرکس تا کی در این بیابانچشم طمع توان داشت بر استخوان مردم
صفحهٔ ۱ از ۲