شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه همچون خال بر کنج لبش جا می‌توان کردننه از لعل لبش قطع تمنا می‌توان کردن
۲
کجا بند نقاب از روی او وا می‌توان کردننه ابرویش به یک انگشت پیدا می‌توان کردن
۳
مگر بوی نسیم زلف یاری بشکفد دل راوگرنه کی ز ناخن غنچه را وا می‌توان کردن
۴
مشو ای شمع مشتاقان زمانی از نظر غائبدمی چون مردمک بر چشم ما جا می‌توان کردن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth