شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من نمی‌گویم که منع نرگس غماز کنبنده چشمت شوم تا می‌توانی ناز کن
۲
کار عشاق پریشان‌روزگار از دست رفتچند روزی تار قانون محبت ساز کن
۳
می‌توان آیینه کردن محرم اسرار خویشچون زبان بسته‌ام دادی انیس راز کن
۴
کس چو من آشفته زلف دلاویز تو نیستگر پریشان‌خاطری خواهی مرا آواز کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth