شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد از فراق توام قامت کشیده خمیدههزار خار ملامت به پای دیده خلیده
۲
شب گذشته به یاد رخ تو مردم چشممهزار قطره خون خورده تا سفیده دمیده
۳
هزار بار دلم می‌زند به گرد سرت پرندیده است کسی صید پر بریده پریده
۴
به شوره‌زار بود بیشتر چراگه آهوبه حیرتم که غزالم چرا ز دیده رمیده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth