خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۲۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم در عاشقی همطالع پروانه افتادهز رخسار تو صد جا آتشم در خانه افتاده
۲
به هرجا میروم شوق غمت سنگ جفا بر کفچو طفل شوخ دنبال من دیوانه افتاده
۳
در این کنج جدایی هرگزم ناید کسی بر سرگذار سیل اشگم گه بر این ویرانه افتاده
۴
عجب نبود شود گر توتیا از گردش دوراندلم در زیر این نه آسیا چون دانه افتاده
صفحهٔ ۱ از ۲