شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۲۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌کنم کعبه صفت طوف سر کوی کسیبرده از راه دلم را خم ابروی کسی
۲
ای نسیم سحر امروز به خود می‌بالیمگر افتاده رهت بر خم گیسوی کسی
۳
سامری کاین همه در سحر به خود می‌بالیدبرنخورده است به یک نرگس جادوی کسی
۴
ای شب از تیرگی خویش مزن لاف گزافظلمت آن است که من دیده‌ام از موی کسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth