خلوتی با قصاب کاشانی
شمارهٔ ۳۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز به کام دل ننشستیم روبهروییک لحظه با وصال تو ای ترک تند خوی
۲
خضر آنقدر که داشت غم آب زندگیداریم ما به شربت تیغ تو آرزوی
۳
بر چشم من خرام و زمانی قرار گیرتا سروت آبخور شود از این کنار جوی
۴
چون طفل کند فهم ز تکرار درس عشقدائم فتاده پیش توام گریه در گلوی
صفحهٔ ۱ از ۲