شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۳۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نفس در سینه‌ام چون ناله تار است پنداریبساط عشرتم گرم از دل زار است پنداری
۲
برافکن پرده از رخسار و بنما ماه تابان راکه بی روی تو روزم چون شب تار است پنداری
۳
گرفتم چون سر زلف تو از کف رفت ایمانمبه دستم هر سر موی تو زنّار است پنداری
۴
به تعلیم فلاطون خاطرم راضی نمی‌گردددلم در کج‌‌مزاجی طفل بیمار است پنداری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth