شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۳۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در زمان ما نمی‌بارد سحاب زندگیخشک گردیده‌ست در سرچشمه آب زندگی
۲
از جفای بی‌حد ایام و گردش‌های دهرگشته کوته رشته عمرم ز تاب زندگی
۳
نیست آسایش به بزم دهر، در مینای تنهست باقی قطره‌ای تا از شراب زندگی
۴
با دو چشم خون‌چکان عمری است اندر آتشمنیست کس در عشق بیش از من کباب زندگی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth