شعر را زندگی کن
خلوتی با قصاب کاشانی

شمارهٔ ۳۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر رخ هر آرزو در بند تا محرم شویدیده پوش از سیر باغ خلد تا آدم شوی
۲
می‌کند از ترک لذت موم جا در چشم داغدل ز وصل انگبین بردار تا مرهم شوی
۳
زد حباب از خودنمایی خیمه از دریا برونچون صدف پستی گزین تا با گهر همدم شوی
۴
ز آرزوی مور نه بر دیده انگشت قبولتا توانی چون سلیمان صاحب خاتم شوی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth