خلوتی با غروی اصفهانی
شمارهٔ ۱۲ - مخمس غزل شیخ سعدی در مصیبت
مدایح و مراثی سید الشهداء علیه السلام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفت اصغر شیرینم ز آغوشم و دامانمبرگ گل نسرینم یا شاخۀ ریحانم
۲
آن غنچۀ خندان را من غنچه نمی خوانمآن دوست که من دارم و آن یار که من دانم
۳
شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم
۴
کی مهر و وفا باشد این رخ بد اختر راتا خلعت دامادی در بر کنم اکبر را
صفحهٔ ۱ از ۹