شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۵ - أیضاً فی رثائه علیه السلام عن لسان امه

مدایح و مراثی ابی الحسن علی الاکبر سلام الله علیه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لسان حال لیلای جگر خونعقول ما سوی را کرده مجنون
۲
بیا بلبل که تا با هم بنالیمکه ما هجران کش و شورید حالیم
۳
ز تو گل رفت وز ما گلعذاریتو را فریاد و ما را آه و زاری
۴
تو را وصل گل دیگر امید استبهار دیر از بهر تو عید است
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth