شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۶ - ایضاً فی رثائه علیه السلام عن لسانها

مدایح و مراثی ابی الحسن علی الاکبر سلام الله علیه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز فراق لالۀ روی تو سینه داغ دارددل داغدیده از سینۀ من سراغ دارد
۲
دل چرخ پیر بگداخت بنو جوانی توچه دلی است خام کز سوخته ای فراغ دارد
۳
بتو بود روشن ای شمع جهانفروز مادرشب من ز شعلۀ آه کنون چراغ دارد
۴
نکنم پس از تو فردوس برین دگر تمناچه خزان شود گلستان که هوای باغ دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth