شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۷ - ایضاً فی رثائه علیه السلام عن لسان امه

مدایح و مراثی ابی الحسن علی الاکبر سلام الله علیه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ناتوان لیلی ز غم تو می‌گدازدچکند اگر نسوزد چکند اگر نسازد
۲
تو سوار روی نی مادر دل کبابت از پینه عجب اگر که در پای نی تو سر ببازد
۳
تو اگرچه سر بلندی نظری بزیر پا کنکه نظر بزیردستان به بزرگ می برازد
۴
تو همای دولتی سایه فکن بر این ضعیفانکه بزیر سایه ات سرو بلند سر فرازد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth