شعر را زندگی کن
خلوتی با غروی اصفهانی

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر کس بتو دست تولی زدپا بر سر عرش معلی زد
۲
تا با تو دلم همدم شد، دماز سرّ «دنا فتدلی» زد
۳
هر کس که «بلی» گو شد ز الستدر نقش جهان رقم «لا» زد
۴
از روی مه تو فروغی بودبرقی که از طور تجلی زد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth